محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
368
خلد برين ( فارسى )
مدافعه و محاربه متوقف گرديد . و چون تقارب فريقين روى نمود آن دو خان عالىشان از دو جانب روى به حرب روميان آورده بعد از ستيز و آويز [ دولت ] كراى خان اسير و دستگير و عسكرى خان به حال پريشان گريزان گرديد و كفار روس با طبل و كوس طريق تعاقب والى قرم پيموده بسيارى از لشكريانش را به قتل آوردند . ديگر از وقايع اين سال قيل و قال اوزبكان بد فعال است . تفصيل اين اجمال آن كه ميرزا على بيك نايمان از تنم خان والى بلخ روى - گردان شده به بخارا نزد عبد الله خان رفت و از در چربزبانى و خوشآمد گوئى درآمده تسخير بلخ را در نظر عبد الله خان سهل و آسان جلوه داد . بنابر اين عبد الله خان با لشكر گران و سپاه فراوان از آب آمويه عبور كرده در حوالى بلخ خيمهء اقامت برافراخت و تنم - خان چون طاقت مقاومت با سپاه بخارا نداشت بناى كار خود را بر تحصن و قلعهدارى گذاشت و بعد از مدت هشت ماه كه آن دو طايفهء گمراه به محاربه و مقاتله روز زندگانى را بر يكديگر سياه كردند تنم خان به عهد و پيمان و سوگند قرآن از قلعهء هندوان بيرون آمده با عبد الله خان ملاقات نمود و عبد الله خان حكومت بلخ را به ميرزا على بيك نايمان مسلم داشته با لشكر بيرون از حد و مر رايت عزيمت به صوب اندخود و شبورغان افراشت . و چون اوزبك سلطان والى آن ولايت از قرب ورود خان عالىشان خبردار گرديد به ناچار دل از حكومت آن ديار بر گرفته بىغائلهء جنگ و جدال به استقبال خان شتافت و خان حكومت آن ولايت را به يكى از ملازمان خود داده روى معاودت به صوب بخارا نهاد . ديگر از غرايب وقايع آن كه در اين سال در جنب قطب شمالى در آسمان آتشى فروزان شد و تا مدت نه ماه اشتعال آن امتداد يافته بعد از آن از نظرها پنهان گرديد . گويند كه مانند اين علامتى در عهد آنس پادشاه روم كه معاصر قباد پدر انوشيروان بود در حوالى قطب شمالى روى نمود و هفت ماه امتداد يافته آخر به طريق خاكستر فرو ريخت و تأثيرش به زعم منجمان زمان به هم رسيدن علت و با و